Monday, August 27, 2007

48.






...چقدر بی تابیت را می کند دلم در این سکون بی انتها

چه بی تاب شدم چرا؟



47.






وقتی کمت می آورم ، داد دلم می رود به هوا که "آآآآی" ، و آی که اگر می شنیدی داد دلم را، - به یقینم که - تکان نمی خوردی تا صبح از کنار بسترم ، که مبادا دریابد دلم لحظه ای را بی تو

.

.

.

لحظه های نبوده ات را نمی شمارم که شرمنده ات نکنند ، تو فقط بیا تا حنجره ی دلم ترک بر نداشته

.



Sunday, August 26, 2007

45.





مرا غمیست بی تو

از میان همه شادی ها

- و کنار همه شادی ها -

که سرک می کشد هر روز

از کنج دلم

و تو را می جوید

و نمی یابد

و باز می گردد

..و فردا

،همیشه مال اوست

تا تو بیایی


.



...بعدشم خدا بزرگه



44.





...مرا غمیست بی تو


Thursday, August 23, 2007

43.





تو نمی خوای هنوز؟

!جُم بخور دیگه لعنتی

اَه


42.



..یه زن ِ پیر ِ تنها می بینم ، با موهای سفید




Monday, August 20, 2007

41.




شب دریا و
آسمون پر ستاره ی بی ماه شب و
موجای سفید و
...یگانه" ای که آب با خودش می بردش "



..دور خواهم شد از این خاک غریب

دور خواهم شد دور


.


آسمون آبی

دریا آبی

خدا آبی

درخت سبز

دریا سبز

...خدا سبز

.


...یکی یکی ماهی کوچولو ها رو
می سپارم دست آب و بهشون حسودیم می شه

.


این طوری که ازت سیر نمی شم
با نگاه های بی انتهام
با بوسه های ریز ریز و گاهی درشت و با شکوهت
،یه شب ،یه روز، یه جا، بی هر حضوری

باید

..با همه ی وجودم بغلم کنی
...با همه ی وجودم

..و من آن روز ، دور دور دورم


Saturday, August 11, 2007

40.



پوشیده از برفه و برف
برف سفید
برف سفید دست نخورده ی بی رد
بی رد حتی یه بچه گربه


کفشاتو بکن و بیا
نرم و آهسته بیا

.


بچه که بودم بهم می گفتن وقتی اومدی یه متر برف باریده بود، اونقد سفید که به قرمزی می زد
...تو عالم بچگیم همیشه فکر می کردم برف قرمز باریده


Monday, August 6, 2007

39.



پونزده مرداد هشتاد و شش
دو صبح


..نور ماه یه باریکه انداخته تو اتاق
هوایی می شم

می رم لب پنجره ، چمباتمه می زنم رو لبش ، سرمو بالا می گیرم و پنج مین ، یه رب ، حتی نیم ساعت همون طور نگهش می دارم و زل می زنم به نیم رخ مهربون ماه
...با اون لبخند ملیح

،ولی نه ، تلاشم بی فایدست ، نمی تونم باهاش رابطه برقرار کنم
...دیگه دوسش ندارم ، لا اقل مث قبل
...می دوم دنبال چراش


من سِر شدم؟
!نه! حرفا میزنیا -
پس چی شده؟
دیگه کسی نیست
مگه قبلن بوده؟ -
نه
بیشتر از قبل شاید



...چه بیتابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری
این ورد امشبمه


.دقت می کنم ، نورش زیاده ، بقیه چقد کم رنگن
!همینه
...من آسمون بی ماه ُ دوست تر دارم
..می دوم دنبال چراش


...ماه مال جفتاست ، چون یه دونست ، و بزرگ و تو چشم و دل نواز
...ماه مال جفتاست که تا سر بالا می گیرن ، یه دونشونو ببینن و تو زحمت گشتنش نیفتن

ماه مال جفتاست

!شاید



من طاقم

من به هزار و یک دلیل آسمون ِ بی ماه ِ پر ستاره رو دوست تر دارم
از همون بچگی دوست تر داشتم

دلم واسه آسمون بی ماه ماکو تنگ شده
واسه آسمون بی ماه وسط تابستونش
واسه دیدن راه شیری


...دلم شب کویر می خواد


تموم شد
یه روز تری دی این بیمارستانه رو می کشم


.




!چه بیتابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری
!چه بیتابانه تو را طلب می کنم
بر پشت سمندی
گویی
نو زین
.که قرارش نیست
و فاصله
...تجربه ای بی هوده است





Wednesday, August 1, 2007

38.



وقتی که خیال همه چیز را با خود می برد
...رویای من، چه حماقت قشنگی است

Tuesday, July 31, 2007

37.



هیچی بابا
همین جوری،عرض ادب
عرض ارادت،عرض ابراز علاقه

.


این همه گفتیم تابستون تابستون
اینم تابستون
این چن روزه به این فکر می کنم که من چه آدم گوشه گیر غیر اجتماعی ای بودم و خبر نداشتم


...ولی بازم این جوری بودم رو ترجیح می دم

.


حوصلم چه نق نقو تر شده جدیدن
تو نمی خوای یه کاری براش بکنی که حالش بهتر شه؟

می دونستم
تو اگه از این معرفتا داشتی یه سراغی از من می گرفتی

حوصله پیشکش

!

ببینم
تو هیچ تعریفی از اینایی که من گفتم داری واسه خودت؟
از حوصله
دلتنگی
نق
.
.
.
معرفت


بعید می دونم
.




Friday, July 27, 2007

comment!


:D
>:D< . چه شبی بود و چه فرخنده شبی آن شب دور که چون خواب خوش از دیده پرید کودک چشم من این قصه ی ناب از لبان تو شنید . . . کودک چشم من از قصه ی تو می خوابد قصه ی نغز تو از غصه تهیست باز هم قصه بگو تا به آرامش دل سر به دامان تو بگذارم و در خواب روم به قول شماها پی نوشت: گفته بودم که یه چیزایی رو دوس ندارم در ملا عام بگم واسه همینم ایجا کامنت گذاشتم تا مال خودمون تنها باشه :X :* :D

Monday, July 23, 2007

35.



سکوت مطلق
پرنده پر نمی زنه
.


ناراحت نیستم
ولی خوشحال هم نیستم
بی حس بی حسم
کامِلَن
از اون روزای بی تفاوتی محض
"روزای "که چی بشه؟

چرا من ایجام؟که چی بشه؟
اصن بودم و نبودن من چه فرقی برای چه کسی داره؟

اونو که اصن ولش کن
گیرم که اصن نخوام و نخوای و نخواد و نخوان که باشی
مگه همه ی زندگی تویی
من که نمی تونم همه ی زندگی مو تعطیل کنم بشینم پشت پنجره
می تونم؟
...نمی تونم دیگه،ینی اونقدرا هم نمی ارزی که بخوام
! می دونم دروغگوی خوبی نیستم ولی جدی گفتم
تو می تونی با خوش خیالی باور نکنی حرفای منو
فقط با خوش خیالی


فکر اینکه یکی بخواد همه لحظه هامو تسخیر کنه و تموم آنچه از آزادی تو این دنیا به من رسیده-هر چند اندک- رو بگیره ازم،می ترسونه منو
حالا هر چی که می خواد در مقابل اینا بده
واقعن می ارزه؟
!!نه
من تن به هر معامله ای نمی دم
یا لااقل برعکسشو ترجیح می دم
تازه اونم با نون بربری اضافه

.


نمی خوام
این جوری دوس ندارم
نمی خوام ِت ؛ عادی،مثل همه،
باید که فرق داشته باشه
همون طوری که من فرق دارم
نه،اینو از رو خود شیفتگی نگفتم،تعریف هم نیست،که اصلن شاید مزیتی نیست،اما این چیزیه که من حسش می کنم
چیزی که بین من و بقیه فاصله می ندازه
که از همممه دورم می کنه
که دل خوشی هام ،لذت ها،شادی ها،...خیلی چیزاو از همه مهمتر غصه هام
با همه غریبن
که همیشه قانعم و راضی،اما ناراضی
می فهمی؟

! من خودم هنوز تو کف خودم موندم،نمی دونم تو چه جوری ادعات می شه که منو می شناسی

.


از همه دختر های دور و برم بیزارم
از همه ی دختر ها
حتی اون بخشی از خودم که مثل اوناست
از همه ی پسر ها هم بی زارم
حتی بیشتر از دختر ها
از همه ی آدم ها
شاید
که وقتی می خوان ببینن
بخونن
فکر کنن
و انتخاب کنن
جنسیت ِ که براشون اولویت ِ ،و نه آدمیت
و چه دلگیرم از این نا برابری ها در دیدن و خوندن و فکر کردن و انتخاب کردن
و نه از تفاوت ها
که تفاوت لازمه ی هر تکاملیه

.


دوست ندارم که این جمله زیاد میاد به زبوم و نوک انگشتام
ولی میاد و نمی دونم ناشی از چیه که گویی حتی لحظه ای هم رفع نمی شه

"خستم"

...خیلی خسته



.


Thursday, July 19, 2007

34.



یه حس امنیت خوب
حسی که فقط تو خونه ی خود آدم بهش دست می ده
.

یه حس بد
که از خونه نشینی ِ تابستونی دست می ده

مث هر سال
مث همیشه

تو رو خدا دیگه دست از سر من بردارید
من دیگه بچه نیستم

می دَوَم می رَوم
یا می رَوَم می دَوَم
.


Thursday, July 12, 2007

32.




گریستم و گریستی
من از دل بستگی و
تو از وابستگی

من فنا شدم




تو ماندی
.

با اینکه همه ی کارام مونده ولی بازم آخ جون
دو روز دیگه تموم می شه
:D
.